براش اینجوری توصیف کردم ک: فک کن نشستی ت اتاق و سرت ب کار خودت گرمه پنجره بازه و یهو ی پروانه میاد تو اتاق هی میشینع رو شونت و باعث میشه یکم تمرکزت بهم بریزهحالا تو انتخابهای زیادی داری میتونی یجوری بزنی پروانه رو که دیگه وارد اتاق نشه میتونی بزاری رو شونت بمونه و از حضورش استفاده کنی حالا پروانهی من وارد اتاق شده و پنجره بازه اگه راه اولو انتخاب کنم هم ب خودم و وجدانم اسیب زدم و هم به اون پروانهی بیگناهراه دوم هم جسارتی رو میخواد ک بعید میدونم داشته باشم بنابراین یه راه سومی برای خودم انتخاب کردم..اروم اروم پروانه رو از خودم دور میکنم و کم کم یجوری رفتار میکنم انگار ک اصلا نیست و وقتی پروانه خودش متوجه شد میره و ت هم پنجره رو میبندی بدون اینکه چیزی ب روی خودت بیاری..بهم گفت اگه پروانه خودش متوجه شد و نرفت چی؟سکوت کردم و بغض اما باز هم راهکار خودم رو شروع کردم :)